تبليغاتX
"وبلاگ" سعید مرادی
سعید مرادی روزنامه نگار

 

چپاول بعضی از نامدیران به نام دفاع از حقوق مردم

  ازمعضلات درون شهری می توان به واگذاری قدرت و سپردن پستهای حساس و کلیدی به دست عده ای نا اهل و سودجو اشاره کرد که متاسفانه بعضی از این افراد هم از اولین دقایق نشستن بر کرسی مدیریت با حرص و ولع به غارت میلیونی و ثروت اندوزی نا مشروع پرداخته اند.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 18:11  توسط سعید مراد ی  | 

علامت تعجب ( ! )

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 18:9  توسط سعید مراد ی  | 

 

«به جای حرفهای کسل کننده به فکر حل مشکلات مردم باشید»

 

سوگند به قلم مقدس ترین ابزاری که خداوند به آن استناد کرده تا ما بتوانیم زشتیها و زیبایی های روزگارمان را با آن به تصویر بکشانیم. همان خدایی که با آیه کریمه اش«نون والقلم ومایسطرون»حرمت قلم را به ما گوش زد کرده و ......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 18:6  توسط سعید مراد ی  | 

 

(مدیریت در مسجدسلیمان احتیاج به خانه تکانی دارد)

 

عدم کارایی تعدادی از مدیران ناکارآمد وعدم نظارت و بی توجهی به مشکلات عدیده مردم،همچنان بحث روز و مشکل لاینحلی ست که مردم شریف مسجدسلیمان باآن دست به گریبانند و متاسفانه هنوز کسی پیدا نشده تا گره این کلاف سر در گم را باز نماید.شاید یکی از دلایلی که ......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 18:3  توسط سعید مراد ی  | 

علامت تعجب( ! )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 18:1  توسط سعید مراد ی  | 

آن شب پشت پنجره،نطفه گریه شکل گرفت....

 

                     با یاد منوچهر شفیانی (نویسنده ـ روزنامه نگار)

 

صبح بود،دستهای نازک خورشید،تهران را در اوج لطافتش به خوابی عمیق فرو برده بود و چند ستاره که از شب قبل در میهمانی آسمان جا مانده بودند کم کم بار سفر بستند... تهران چقدر شلوغ بود؛شهر،شهرفرنگ،از همه رنگ ... یک نفر پشت در ایستاده است،جوان،شاداب،بلند بالا،با زلفی انبوه و چشمان درخشان و چهره ای طراوت گرفته از هوای روستا و زندگی در آنجا ...علاقه داشت کار مطبوعاتی انجام بدهد،سراغ سردبیر مجله فردوسی رفت،او برایش از سختی کار گفت و اینکه روزنامه نگاری هلاک کننده بی رحمی است،بخصوص سر قصه نویسها را در مسلخ خود بی رحمانه تر می برد.سری تکان داد،مجاب نشده بود .... کار روزنامه نگاری را شروع کرد و طولی نکشید که ژورنالیسم او را بلعید و شفیانی غلطید....آتشی که می رفت مبدل به شعله ای خرامان گردد و شکوفا شود گرمای خویش را به دل خاکستر داد و جان سپرد...در ماهنامه فردوسی در مقدمه داستان از شهر تا قریه نوشته شده بود:«شفیانی یکی از امیدهای ایران است در قصه نویسی... »امیدی بجا و شایسته و دریغ که او اکنون نیست و  چه خوب بود اگر او همچنان در ده می ماند و می نوشت .در همان داستان می نویسد:«...دو ساعت کوفتیم تا رسیدیم به بالای کوهی که سوسن پهن شده بود زیرش و چه منظره ای،یک دست سبز بود،رودخانه کارون بصورت رشته ای آبی توی دلش جریان داشت،باغها و بیشه هایش از دور به جنگلی رویایی می مانست و ما از آن بالا سخت غرق شده بودیم توی صفای طبیعتش،یکی از بچه ها که ذوق زده شده بود وسط انبوه پونه دراز کشیده بود و دیگری نطقش باز شده بود که:بع...له...سون آپ،ماهنامه،سارتر،کیهان،ایترنشنال،انتل کوتوئل ،بوق بوق توی خیابانهای شلوغ؛صف اتوبوس، شهر،شهر فرنگ...تف...

من بی اختیار زمزمه کردم...طبیعت،ای تمامی طبیعت ...»افسوس!

که شوق او به طبیعت چیزی ازخشونت و بی عاطفگی تهران کم نکرد و شهر فرنگ او را به خود کشید و کام ناداده جانش گرفت .

 

یاد و خاطرش گرامی باد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 17:54  توسط سعید مراد ی  | 

آدم برفی ها می میرند

مجموعه شعر

            سروده:سعید مرادی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 15:23  توسط سعید مراد ی  | 

 

 

آناهيتا

ابرها كه از پنجره آسمان دست تكان بدهند

كلاغها ملافه ها را از سر برمي دارند

كه يعني كوير

خشك بمان

پشت اين ميله هاي باران

و لعنت مرداد تقويم خانه هايي كه

سالهاست ورق نمي خورد

آب منگل ها عروس آسمان را دزديده اند

و آنكه بايد كفشهايش را بالا بكشد

دارد اسكناس مچاله شده اي را

به همخوابگي ابرها مي فرستد

مي خواهي برويم كمي دورتر

و خيال كنيم كسي سنگ باران را

جابجا كرده وُ

سقفهاي خانه هامان چكه مي كند

يا برف بي باور مسجدسليمان

رو سپيدمان كرده وُ

آينه ها به ما دروغ مي گويند

چيزي بگو!

اما نه!

يكنفر دارد برايمان فال مي زند

و مي گويد:

اگر بگذاريد باران مي بارد!

از مجموعه شعردر دست چاپ(  جمجمه هاي بي امضا )

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 14:34  توسط سعید مراد ی  |