تبليغاتX
"وبلاگ" سعید مرادی
سعید مرادی روزنامه نگار

برگزاري بزرگداشت مريد ميرقائد در مسجدسليمان

 

طي مراسمي در اداره فرهنگ وارشاد اسلامي مسجدسليمان بزرگداشت

زنده ياد مريد ميرقايد شاعر تواناي مسجدسليماني با حضور جمع كثيري

از مردم وهنرمندان برگزار گرديد. داريوش باقرفر رييس اداره فرهنگ

وارشاد اسلامي شهرستان  مسجدسليمان درسخناني گفت: هنرمند هرگز

نمي ميرد وما بايد به حال خود تاسف بخوريم كه مهجور مانده ايم.

وي با اشاره به ادبيات بومي ميرقايد را يكي از شاعراني معرفي كرد كه در راه اعتلاي فرهنگ بختياري بسيار تلاش نموده است.در ادامه ركسانا ميرقائد دختر مريد ميرقايد به ايراد سخن پرداخت وگفت: پدرم ناملايمات زيادي را تحمل كرد وتكه هايي از اشعار پدرش را قرائت نمود.

يارمحمد اسدپور شاعر ويكي از دوستان مريد ميرقايد هم گفت: ميرقايد پدري نمونه بود... از كدام شخصيت هنري ايشان بگويم.او چند بعدي بود. ميرقايد شاعر...ميرقايد نقاش...ميرقايد فيلم نامه نويس...ميرقايد محقق....ميرقايد نقاد... و شعري كه در غم و اندوه شاعر سروده بود با اندوه فراوان خواند.سخنران بعدي استاد  شير عليزاده بود كه با دريغا گوئي از ميرقايد ياد كرد و گفت: خداوند در زير عرش گنجينه اي دارد و كليد اين گنجينه زبان شعر است ...و مريد ميرقايد اين گنجينه را داشت....ميرقايد با نقاشي شروع كرد بدون اين كه به كلاس آموزشي برود و شعر از مادرش گرامي اش به ارث برد. او عصيانگري قابل تحمل بود و هميشه حقيقت را مي گفت حتي اگر به ضررش تمام مي شد. ميرقايد تاوان زيادي در دوران حيات خود پرداخت... پس از آن

اميد حلالي روزنامه نگار وشاعر تواناي خوزستاني هم پشت تريبون قرار گرفت و از خاطرات خود با ميرقايد گفت:..قرار بود با ميرقايد يك فيلم نامه كار كنيم و به اجرا در آوريم ... همچنين از قرابت واژه گاني شعر خود با ميرقايد سخن گفت و نمونه آورد... و شعري كه در ياد و نام او سروده بود براي حضار خواند.

ثريا داودي حموله هم در اين مراسم از شعر واقعي و شاعر واقعي سخن گفت وچند بند از شعر گويشي چكيلا ( مَر اِبُو) را خواند و گفت:

مريد ميرقائد اسطوره ی خود ساخته ای بود که مخاطبانش بايد مثل او ساده و بی آلایش باشند تا به کنه ذهن و زبانش پی ببرند.... ميرقائد خسته را بايد در شعرهايش جستجو کرد. او فارغ از همه ی ستايشگران بود و اعتقاد معصومانه ای به شعر و ادبيات داشت. او می خواست جهان را از نو روايت کنند.و هيچگاه از اعتراف نمی ترسيد... ميرقائد نوستالژی خاصی برای بيان احساساتش داشت ؛در « چكيلا» و « پرنوشته ها » با فرم و بدعت منحصر به فرد می خواست قواعد شعر وقواعد این جهانی را در هم بريزد.«شعر هزار و يك» ميرقائد  پر از عاطفه و مهر و باورهای قومی و شاهکار ادبيات بومی و آخرين شعر« عشق شعر رکسانا» که معصوميتی خاص از الهام و شهود که مرگ را اعلام می کند. اگر کسی به کنه و ذات اين اشعار پی ببرد بی درنگ به گريه می افتد . ميرقائد  آدمی را به تفکر وا می دارد... ميرقائد هيچگاه حكايت گر نبود ولی همه حکايت او می کنند. .... اوخوش فکر و خوش مشرب و زيبا انديش بود خيلي از دوستانش هنوز رفتنش را باور نمی کنند... با سعه صدر و راز داری و اخلاق عاشقانه ها ی همه ی كاينات با او بود که از هر که می شنويم نامکرر است....من هيچگاه مريد ميرقائد را نديدم ولی برادر و عمويم او را پرومته در زنجيري می دانند که دنيا تحمل احساسات و خوبی هاي او را نداشت...

همچنين در اين گرامي داشت عكس هائي از شاعر كه در كار تئاتر و نمايشنامه مي كرد پخش شد و سي دي صداي شاعر پرنوشته ها مرتب از سالن ارشاد مسجدسليمان پخش مي شد...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 19:55  توسط سعید مراد ی  | 

 

مسجدسليمان

 

                                                                 شعری از سيد علي صالحي

 

خداحافظ كلمات كوچك بادآورد

كلمات هرچه گفتن گريه را كافي!

خداحافظ كوچه هاي دي

كوچه هاي دور دربدري

خداحافظ عَلو مَلو،غلام كَلو،هي حتا هَتي هَتي

خداحافظ درس اول آن همه مشق هاي سَرسَري

خداحافظ پسر پسين هاي پاپَتي

دستمال فروش كوچه هاي چاه نفتي،كلگه،بي بي يان،نمره يك

بي بي يان،نمره يك ،نفتون!

خداحافظ كتك خوردةكوچه هاي سه قاپ

كوچه هاي پشت برج،باران وباد،شعله هاي كبود

خداحافظ سرخوردة مغموم يكي بود وٌ يكي نبود

حمال كوچك كيسه هاي آرد،كوكا،سيمان ويكي سكة سياه

خداحافظ كبوتر باز عصر هزار جمعة فرهاد!

خداحافظ كلمات،كلمات هرچه گفتن از گريه را كافي!

خداحافظ فعلة روزمزد نان وسيلي صفدر سياه

هي با بوي خوش بابونه آمده

هي با بوي خوش كاهگل وكرباس وفالوده

رطب،رازيانه،رؤيا وسينما

حصير خيس،خنكاي پنكة بي قرار

هي تو تا كجاي خاطره،خوابت دور...

هي با يك تبسم خالي

از خستگي بي خبر شده

بگو خداحافظ وخلاص!

خداحافظ پدر

عصر دور همان يك پيالة برنج ودو مشت انگور بي دانه

يادت هست؟

شلوارهاي وصله دار من وعيسي وعبدلي

دوچرخةبي لگام علو در شيب درة خرس

اندوه سادة قاسم از غيبت ستاره بر سر قرار

وبعد ميل فرار از بي بهانگي، از خواب،از هرچه خانگي

خداحافظ پسر پسين هاي پاپتي

عَلومَلو،غلام كَلو،هي حتا.... هَتي هَتي!

(جمعه روز بدي بود

يا صبح شنبه،همان اوايل خرداد)

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 15:13  توسط سعید مراد ی  | 

تخريب و حفاري غيرمجاز در چند اثر باستاني مسجدسليمان

 دبير اجرايي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي مسجدسليمان از وجود حفاري غيرمجاز در " آتشكده سيم بند " در انديكا و فروريختن گنبد و پايه‌ها و طاق‌ها و تخريب اطراف اين بنا خبر داد. ايوب سلطاني گفت: بناهاي منحصر به فرد محوطه "‌ تنگه دز " به دليل انجام حفاري‌هاي انفجاري توسط وزارت نيرو در كنار آن در حال تخريب هستند. سلطاني گفت: به علت تيراندازي شكارچيان، نقش برجسته‌هاي " تنگه تبان " در منطقه شيمبار از توابع انديكا كه شامل پنج كتيبه به خط ايليمائي و 12 نقش برجسته است در حال تخريب و نابودي هستند.به گفته دبير اجرايي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي مسجدسليمان، يگان حفاظت مسجدسليمان شامل هشت نيرو است كه عملكرد آنها محدود به " سرمسجد " است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 16:44  توسط سعید مراد ی  |