|
|
|
|
|
به شانتاژ بازان ورانت خواران اجازه خودنمايي ندهيم با نزديك شدن به انتخابات مجلس شوراي اسلامي ورقابت گرم كانديداها به همراه بحث ها وشب نشيني هاي طايفه اي هر روز يك نام جديد به ليست كانديداها اضافه مي شود وجالب اينجاست در اين ميان نام افرادي به چشم مي خورد كه حتي در حوزه مديريتي خود نه تنها انسانهاي موفقي نبوده اند بلكه طبق شواهد با حيف وميل اموال بيت المال نام خود را در دفتر سياه روزگار به ثبت رسانيده اند. اينها چهره هاي شناخته شده اي هستند كه بواسطه رانت خواري،شانتاژبازي وزدوبندهايي كه با بعضي متمولين،پيمانكاران و.... داشته اند توانسته اند هزينه هنگفت انتخاباتي خود را تامين كنند.با نگاهي سطحي به وضعيت اقتصادي چند سال گذشته اين آقايان ومقايسه با زمان اكنون مي توان به صحت اين گفته ها پي برد. اين آقايان كه با عملكرد ضعيف و خيانتهاي بي شماري كه انجام داده اند سروصداي همه را درآورده اند براي فرار از افت اعتبار پوشالي گذشته خود پا در عرصه اتخاباتي گذاشته تا شايد بتوانند بدينگونه اعتبار تازه اي براي خود دست وپا كنند،غافل از اينكه اينبار نسل جوان وپرسشگر مسجدسليماني ديگر اجازه خودنمايي به آنها نخواهند داد وسعي خواهند كرد با انتخاب فردي لايق،كاردان وتحصيلكرده پس از سالها شاهد آباداني وشكوفايي دوباره مسجدسليمان هميشه سرافراز باشند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 16:45 توسط سعید مراد ی
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 18:58 توسط سعید مراد ی
|
|
||
|
|
|
|
|
با ياد استاد زنده ياد علي محمد بهرامي
مادرم پنجره را دوست نداشت
در برگ ريزان غم انگيز پاييز و در ميان ناباوري و حيرت دست يغماگر فلك عزيزي را از نسل ادب و نجابت به غارت برد.او خورشيد هر نهال بود ،شوكتي كه در تواضع هبوط كرده بود دريغا !شب او را برد،خنده ها را برد و اميد در چشمان مرد.عشق را با نان قسمت نكرد.بزرگ بودو براي توانستن،دانايي را سفارش مي نمود.از نامه هاي ناگشوده ي پاييز يكي حامل مرگ كسي بود كه مثل هيچ كس نبود .دوستي مي گفت:مثل اين بود كه همه ي بهار را با خود داشت،با صداي شفاف ترين رودهاي جاري،چشمه هاي آب شيرين كوهرنگ،مثل باد بود،از رفتن وحركت،نهراسيدن و در هيچ غالبي نگنجيدن،مثل باد بود اما نه بادي تند،كه نسيم خوش صبحگاهان بود وقتي كه آدمي بوي عطر گلهاي كوهي را با تمامي وجود به درون مي كشد،و علي محمد همين بود .زنده ياد علي محمد بهرامي،نويسنده،شاعر،معلم و استاد دانشگاه در آستانه ي چهل ودوسالگي به ملكوت اعلي پيوست.و براي چنين مرداني اين عمر يعني آغاز شكفتن .سالها،بسيار خواهند آمد و خواهند رفت،آفتاب گرم تير و مرداد باز هم بر دامنه كوههاي مشرف بر مسجدسليمان خواهد تابيد.آسمان محله ي حسين قصاب چشمه علي ،چهاربيشه،باز هم در ستاره باران شبهاي بهاري خواهد درخشيد .بارانهاي بسياري در بي بي بيان و نمره يك بوي خاك خيس را در شهر خواهند پراكند و عابراني كه از جاده كنار نفتك عبور مي كنند به ياد خواهند آورد كه چه گوهرهايي در اين خاك آرميده اند و به ياد خواهند آورد كه مرگ پايان راه نيست .فرشيد خداداديان ميگفت:دنياي غريبي است بيمار لاعلاج نمي ميرد!هر صبح اطرافيان گوش مي دهند تا ببينند هنوز دم و بازدمي هست و مي بينند كه هست!و درست در همين لحظات در جايي ديگرانساني را كه هر فكري در مورد او مي تواني داشته باشي به جز مردن ناگهان رخت ازعالم خاكي مي كشد وتو مي ماني با عالمي بهت وحيرت و..... در تشييع جنازه استاد اشك بود وآه وهمه شعري از او را زمزمه ميكردند:
رويش گياه در خاك سرخ رنگ مزار تو سرشارم مي كند از اميد،از نشاط به اين باورم زير اين همه خاك جوانه ات پيام آوربهار خواهد بود
خدايش بيامرزد،روزي كه زاده شد،روزي كه عاشقانه زيست وروزي كه به ديار باقي شتافت و باز در محشر كبري كه همه خلايق به پا خواهد خاست .او كه مي گفت:
مادرم پنجره را دوست نداشت با وجودي كه بهار از همين پنجره مي آمد و مهمان دل ما مي شد با وجودي كه همين پنجره بود كه به ما مژده بازآمدن چلچله ها را مي داد مادرم پنجره را دوست نداشت مادرم ميترسيد كه لحاف نيمشب از روي خواهر كوچك من پس برود يا كه وقتي باران مي بارد گوشه قالي ما تر بشود هر زمستان سرما روي پيشاني مادر خطي از غم مي كاشت پنجره شيشه نداشت |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 13:50 توسط سعید مراد ی
|
|
||
|
|
|
|
|
چپاول بعضی از نامدیران به نام دفاع از حقوق مردم ازمعضلات درون شهری می توان به واگذاری قدرت و سپردن پستهای حساس و کلیدی به دست عده ای نا اهل و سودجو اشاره کرد که متاسفانه بعضی از این افراد هم از اولین دقایق نشستن بر کرسی مدیریت با حرص و ولع به غارت میلیونی و ثروت اندوزی نا مشروع پرداخته اند....... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 18:11 توسط سعید مراد ی
|
|
||
|
|
|
|
|
«به جای حرفهای کسل کننده به فکر حل مشکلات مردم باشید» سوگند به قلم مقدس ترین ابزاری که خداوند به آن استناد کرده تا ما بتوانیم زشتیها و زیبایی های روزگارمان را با آن به تصویر بکشانیم. همان خدایی که با آیه کریمه اش«نون والقلم ومایسطرون»حرمت قلم را به ما گوش زد کرده و ...... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 18:6 توسط سعید مراد ی
|
|
||
|
|
|
|
|
(مدیریت در مسجدسلیمان احتیاج به خانه تکانی دارد) عدم کارایی تعدادی از مدیران ناکارآمد وعدم نظارت و بی توجهی به مشکلات عدیده مردم،همچنان بحث روز و مشکل لاینحلی ست که مردم شریف مسجدسلیمان باآن دست به گریبانند و متاسفانه هنوز کسی پیدا نشده تا گره این کلاف سر در گم را باز نماید.شاید یکی از دلایلی که ...... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 18:3 توسط سعید مراد ی
|
|
||