|
|
|
|
|
سيروس رادمنش شاعر ناب خوزستاني درگذشت
سيروس رادمنش شاعر پر آوازه ي شعر ناب، عاقبت با دغدغه هاي توامان شاعري در خانه ي پدري و گوشه ي عزلت ، با زمين خاكي وداع كرد. سيروس رادمنش متولد ۱۳۳۴ در روستاي بن آسياب به دنيا آمد و در شهرستان مسجد سليمان باليد.اما گوش او پر بود از خاطره ها و نغمه هاي كودكي اش در روستاي بن آسياب، در كنار گوراب ها و نيزارها، در كمر كش كوه ها به دنبال گوزنان و نوشيدن از چشمه ها و تلخاب ها. خانواده او همه از تحصيل كردگان زمان خود بودند كه عاقبت اين فرزندشان عاشقي را پيشه كرد و به سلك شاعري پيوست.او در سال هاي 55 با گروهي از شاعران جوان به شعري روي آورد كه بعدها موسوم به شعر ناب شد و جايگاه ويژه اي در شعر معاصر ايران به خود ا ختصاص داد.وي در سلوك شعري خود، عرفان و عشق را با زباني معاصر و با تكيه به رشته اي ناگسستني به ادبيات غني گذشته و نيز ادبيات مدرن اروپا پيوند داد. موسيقي در شعر وي جايگاهي خاص داشت تا آنجا كه بسياري از اشعارش با نام هايي از ترانه ها و سمفوني هاي بزرگ گره خورده است. مرگ او بي شك فاجعه اي است باور نكردني كه اندوهي جانگداز را براي دوستان شاعرش به جاي گذاشته است.وي هرگز تن به چاپ اشعارش نداده بود و هميشه مي گفت: مي خواهم پس از مرگ ام شعرهاي من به چاپ برسد. براي جنوب شام عقرب ،كه ميوزد ، آه نميداني ـ ماهِ تردي كه ميخزد ميانِ گلهها . وان گوشههاي نيل ، يكي زنگولهي كوچك با تپيدني چون نافِ بريدهي نوزادي ؛ ناتوانتاب و ، اين طبلِ چپ ـ مردهسوي دريغاواي مخروبهها كه وانهاده مانده تا پشتِ كامهاي در كمند و گامهاي در گمان . عقرب كه ميچرخد ، و ميدانه ميكند ، اين وقفهها را ، زرد . سوختههاي زاريها ، همدستِ انتظار ، آراستهي اسرار ـ كه بوي ساقي پوك بيدار كند هر چه را برايش سوختيزار . تلخدار تپهها به رنگانِ دور از دست از شعلهها ، سنگنوشتهها ، از پوشاندههاي خيلي دور . گياهاني در آميخته با نژاد . حصارِ قصهها در جوارِ قلعهها ؛ در احوالِ "لَلَر" ، "صيدال" : مشتي از يالِ باد در چنگال... به شام ، در هويِ هلاك ، عقربي كه نام خود به من ميگويد : پشتِ مويرگانِ آجري ، به " هايي در هلاكم "ـ آه ، يا حلاج! و ، اين جنوب پادشاهِ پونهها بر كرانهي تلخاب . (آخرین گفتگوی من با زنده یاد رادمنش را در آرشیو آبان ۸۶ بخوانید) |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 15:17 توسط سعید مراد ی
|
|
||