تبليغاتX
"وبلاگ" سعید مرادی -
سعید مرادی روزنامه نگار

    

گفتگوي روزنامه فجر با سعيد مرادي

 

چه تعريفي از شعر داريد؟

 

به نظر من شعر تعريف دقيقي ندارد چرا كه انديشه هايي كه زاييده تخيل آدمي ست و روياهايي كه تصوير مي شوند قابل تعريف نيستند. اين سوال مثل اين است كه به كسي بگوي

آب چه رنگي است و يا باد چه رنگي دارد. شعر نعمت انديشه و شعور انسانهايي ست كه در ميدانگاه ادبيات تقلا مي كنند.

 

شعر امروز ايران داراي چه مشخصه هايي ست؟

 

به نظر من بعضي از شاعران ديگرآن  رسالت سنگين گذشته را بر دوش خود احساس نمي كنند،ديگر قدرت مانور كلمه در شعر ضعيف شده است ،امروز مانور نمايشي بافتار بر ساختار چربش بيشتري نشان داده در صورتيكه شعر بايد آوانگارد و مطمئن باشد بعد روي كاغذ بيايد يا حداقل پيامي داشته باشد. متاسفانه شعر دارد اين فاكتورها را از دست مي دهد و خيلي ها فقط به بازي با كلمات مي پردازند.

 

نظر شما در رابطه با بحران در شعر چيست؟

 

ما امروز در اوج بحران قرار داريم،بحران شعر،بحران مخاطب،بحران عقيده چون حاكميت مبتذل تئوري ها بر نوشتار شاعر سايه افكنده و شعر زاييده تخيل و انديشه هاي بكر شاعران نيست.انگار يك جدول از پيش تعيين شده را جلوي شاعر گذاشته اند و تئوري هاي مدرنيته به عنوان حل در جدول گنجانيده شده است.اين گونه است كه بحران در شعر اتفاق مي افتد ومخاطب پس از خواندن دفتر شعرها يي با سياق تكراري خسته مي شود،پس تا زماني كه ما تئوري هايي كه از عقايد امثال فوكو،دريدا وهايدگر را رونويسي كنيم و به اسم پست مدرن و پسا مدرن تحويل جامعه ادبي بدهيم بايد شاهد باشيم كه اين بحران ها اتفاق بيافتد.

 

نظرتان در مورد بحثهاي اخير در شعر خوزستان چيست؟

 

اگر منظورتان بحثهاي پيرامون سه شاعر كشورمان (خواجات،فلاح،عبدالرضايي)مي باشد بايد بگويم در جامعه ادبي ما انتظارات تا حدودي بالا رفته است.اينكه عبدالرضايي بگويد منوچهر آتشي تا به امروز شعري مثل جامعه ي من نسروده است به نوعي شايد صحيح باشد چرا كه شعر آتشي شعر جهاني ست و عبدالرضايي هرگز نمي تواند اشعاري مثل اشعار آتشي بگويد يا اينكه فلاح بگويد بايد جايزه نوبل ادبي را به من بدهند اين حرفها ديگر براي خوانندگان حرفه اي امروز شعر آن هم در استاني مثل خوزستان كمي خنده آور و مضحك است.آتشي يك اسطوره بي بديل بود كه دستيابي به جايگاه او فرصتي چند ده سال مي طلبد .اين آقايان بهتر است بروند فكري به حال اوضاع قمر در عقرب شعرشان بكنند بعد بيايند درخوزستان و چنين حرفهايي بزنند؟!

 

منظورتان گفته هاي عبدالرضايي است؟

 

بله ،شنيدم عبدالرضايي در مصاحبه اش با فجر گفت:بچه هايي از اهواز به من زنگ مي زنند اما هيچكدام از كارهاي آنها قابل قبول نيست بايد به ايشان گفت:كداميك از كارهاي شما قابل قبول است شعر جنك جنگ تا پيروزي ات يا طرح مسائل زناشويي كه در شعرهايت مطرح مي كني.

 

شعر خوزستان در قياس با شعر كشور چگونه است؟

 

شعر خوزستان ريشه در تاريخ اين مقوله فرهنگي دارد.شما ببينيد يك شهر مثل مسجدسليمان با داشتن شاعراني مثل :چالنگي،عليپور،اسدپور،از نسل قديم و رامين يوسفي،فرزاد نصيري شهني و ...از نسل جديد يا در اهواز :اميد حلالي با كتاب نهيل چه سروصدايي در پايتخت بپا كرد و يا رضا بختياري اصل و ...اينها شاعران بزرگي هستند كه ما بايد به آنها و ديگر شاعران خوبمان افتخار كنيم به اعتقاد من اگر تريبونهايي در اختياربچه هاي خوزستان قرار بگيرد ما بر قله ي شعر ايران آفايي خواهيم كرد.

 

حرف آخر؟

 

شعر يك مقوله فرهنگي ست.يقين داشته باشيد روزي شعر ما آوازه جهاني پيدا خواهد كرد.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 18:32  توسط سعید مراد ی  |